السيد الخميني
25
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
لسانِ مصدر آن ، كه به وجهى حقّ - جلّ و علا - و به وجهى رسول خاتم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - است ، براى امثال ما كه سرّشان تصفيه نشده و تعلّقشان از غير حقّ نبريده بهتر است . و در باب قرائتْ شمّهاى از اين كلام پيش مىآيد « 1 » ، ان شاء اللَّه . [ بيان مرتبه دوم ( حضور قلب تفصيلى ) ] مرتبهء دوم از حضور قلب ، حضور قلب در عبادت است تفصيلًا . و آن ، چنان است كه قلب عابد در جميع عبادت حاضر باشد و بداند كه حقّ را به چه توصيف مىكند و چطور مناجات مىكند . و از براى آن ، مراتب و مقاماتى است بسيار متفاوت ، حسب تفاوت مقامات قلوب و معارف عابدان . و بايد دانست كه احاطهء تفصيليه به اسرار عبادات و كيفيت مدح و ثناى به هر يك براى احدى جز كُمّل اصفياء به طريق افاضه و وحى الهى ممكن نيست . و ما اينجا به طريق اجمال مراتب كلّيهء آن را بيان مىكنيم . پس ، يك طايفه هستند كه از نماز و ساير عبادات جز صورت و قشر و هيئت مُلكى آن را نمىدانند ، ولى مفاهيم عرفيّهء اذكار و ادعيه و قرائت را مىفهمند ؛ و حضور قلب آنها فقط آن است كه در وقت ذكر يا قرائتْ مفاهيمِ آن را در قلب حاضر كنند و دل آنها با مناجات با حقّ حاضر باشد . و مهمّ براى اين طايفه آن است كه حقايق را تقييد نكنند به همان معانى عرفيّه كه خود فهميدند و گمان نكنند كه براى عبادات جز اين صورتْ حقيقتى نيست ؛ كه اين عقيده علاوه بر آنكه مخالف عقل و نقل است براى انسان خيلى ضرر دارد ، و انسان را قانع و واقف مىكند و از سير علمى و عملى باز مىدارد . و يكى از شاهكارهاى بزرگ شيطان آن است كه انسان را به آن چيزى كه پيش خودش است سرگرم و
--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 116 .